بانام او که حق است(یا هو)...

یادت هست رفتی؟!

آن روز با چه آرزویی قول دادم به در قلبم قفلی بزرگ میزنم اما کلیدش با تو...

روزها گذشت و تو چندبار با آن کلید این در را نتوانستی باز کنی

و آخرش قفلش را هرز کردی؟! چندبار یادت کردم که با این قفل بازی نکن یادت هست؟!

این روزها قلبم هرز میرود و تو را باعث آن میدانم

فقط خواستم یادآوری کنم نمیگذرم بر عکس همه چیز که گذشتم...

نمیدانم این روزها در هوای که بیقرارم؟!