شروع!
با نام او که حق است(یا هو)...
هر آنچه که در سال ۹۱ از تو خواهم...
اینکه از روی عادت نخوانمت...
زانویم جز برای تو خم نشود...
دستم به غیر دراز نشود...
میخواهی به رگ گردنم نزدیک یا که آسمان هفتم باشی فرقی ندارد تنها همین که مرا هم با خودت ببر که نزدیک هم باشیم...مبادا دستم را ول کنی که گم شوم و چپ روم!
دیگر اینکه دایره لغات پدرم را افزایش و سایه ی او را بر سرم بیشتر افزایش ده مبادا کوتاهی کنی خدای گرام...
دردمان را به اندازه ی نیازمان ده که از پسش بر آییم ورنه ما که...
یک عمری دویدیم که قاب و تصویرمان در ذهن اطرافیان کادر خوبی داشته باشد و چهار طرف دنیا را که می بوسیم و بگوییم خداحافظتان خوب باشیم اما به دو گوش که میرسد تصویرمان شطرنجی میشود وپشتمان... راستی پشتمان چه میگویند؟ کاش نیک پندارند...
باشد مجالی دیگر وقت بستانم و اما حرف خودمانی آخر؟!...
بیا با من مدارا کن
(عیدتون عسل)
در پناه مولا علی
یا علی مدد