بخشش نامه به حسین ابن علی!
به نام او که حق است...
سلام بر حسین و اما فعلا نه لعنت به یزید باشد برای روز مبادا
حسین مرا ببخش که نامه ای برایت می خواهم بنویسم
ساده می نویسم جوریکه همه ی انسان ها و اقلیت های مذهبی بفهمند
حتی حیوانهای انسان نمای اطرافمان
حسین ما را ببخش که بعضی هامان خودمان را حسینی میدانیم و معرفتمان را به پول می فروشیم
حسین ما را ببخش که بعضی هامان در هیآت هايت به عزاداری می نشینیم و به جای عزاداری برای تو به فکره کفشهایمانیم که دزد نبرد
حسین ما را ببخش که وقتی سیرابیم از اب نه تو و نه خاندانت را می شناسیم
حسین ما را ببخش که اگر این مختارنامه هم نبود یادت نمی کردیم جز محرم
حسین ما را ببخش که مداحانمان در این ماه چه پولها که به جیب نمی زنند و چه اشک های تمساحی که نمی ریزنند برایت ایا یک لقمه نان اینقدر مهم است ان را که خدا می رساند پس نگرانی چرا؟
حسین ما را ببخش که تازگی ها بعضی هامان اسم مبارک و مقدست را روی ماشینهایمان حک می کنیم و غافل از حک شدن بر روی قلبهایمان هستیم و ادعاهای حسینیمان را به رخ هم میکشیم
حسین ما را ببخش که بعضی هامان به اسم هیآت رفتنت از خانه هایمان می زنیم بیرون و سر از خانه بیگانه در می اوریم
حسین ما را ببخش که بعضی هامان در هیآت هایت می نشینیم و به بدبختی های خودمان گریه میکنیم نه برای واقعه ی واقعیتت
حسین ما را ببخش که در ماه عزاداریت فقط به فکر غذای شبش هستیم که ایا قیمه است یا قورمه سبزی
حسین ما را ببخش ولی فقط تو با یزید در نیافتادی اکنون ما نیز یزیدانی داریم در لباس حسینی بودن که نه تنها اب بلکه همه چیز را برای ما ممنوع کرده اند
حسین ما را ببخش ولی باور کن اینجا نیز کم از کربلایت ندارد اصلا چرا برایت معرفیش کنم خودت همه را خوب میدانی
حسین ما را ببخش که داربستهای هیآت را که میزنیم تنها به فکره ان هستیم که دختران را دربست در زیره داربست نگه داریم
حسین ما را ببخش که در مراسم سینه زنیت لخت می شویم و عرض اندام می کنیم که شاید بدنمان سرخ تر از بفیه باشد و یک راست ردمان کنی بهشت
حسین ما را ببخش که قمه را برای محرمت ساختیم که بگوییم خییییییییییلی حسینی هستیم و چاکی بر سرمان بزنیم که فقط خونی ریخته شود حالا دلیلش را که از خودمان بپرسیم جز سکوت کاری نمیکنیم
حسین ما را ببخش که فقط به فرزندانمان اسم حسینی بودن را یاد میدهیم و یادمان می رود که حسینی مرام و مسلک و معرفتش را در راه اسلام گذاشت
حسین ما را ببخش
ببخش
ببخش
حسین جان قربان ان سر بریده ی اغشته به خونت بروم
چطور می توانی این همه بی ثباتی را ببخشی
می دانم که خون علی و فاطمه در رگ هایت جاریست پس مرام علی و مهره فاطمه در وجودت نهفته است
می دانم که می بخشی اما قبل از بخشش ما را به ادمیتمان برسان تو را جان مولایمان و پدر نازنینت ما را ادم کن
حسین ادم کن
...واما یزید لعنت به تو و تا روزه مبادا که لعنتی دگر نثارت کنم
سلام سلام و باز هم سلام بر حسین