به نام او که حق است...

سلام

سلام

سلام

حج من قبول!

خوشا به سعادت من که هر شب حج میروم و احرام میبندم...

حج من گرفتن قلم و دفتریست که نیت کرده و برمیدارم و به سمت پدرم میروم

کنارش می نشینم به او میگویم بنویس اول عینک می دانی چرا؟!

بگو حجت قبول ندا...

زیرا چشمان او خوده کعبه است...

طواف هر شب من گشتن دوره چشمان مظلوم پدرم است.

چشمانی از پشت ان عینکی که وقتی میگویم بنویسش امکان ندارد غلط بنویسد

این است حج...

بگو حجت قبول ندا...

به ریش نیست به ریشه است

همین و دیگر حج من قبول

(تقدیم به کعبه در همین حوالی)