تبليغاتX
مستی تلخ - رفتن از مهمانی!

با نام او که حق است(یا هو)...

کلبه ای داشتیم کوچک

مهمانی سر رسید و ما خوشحال کلبه را چراغانی کردیم

روزها گذشت و گذشت...

و مهمان ما رفت

ما غافل از این بودیم که مهمان برای رفتن آمده بود...

(پیشکش داداشم که امشب رفت زندگی نو شروع کنه)

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم بهمن 1390ساعت 2:24  توسط ندا مقدم  |